Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : مویه زدن

تلفظ بین المللی : /mˈuːje zˈadan/ تلفظ :‌ [m'u:je z'adan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • مایه زدن
  • موی سر را از ته زدن
  • با ترکه زدن بر درخت به منظور تکاندن میوه اش
  • موی کسی را اتش زدن
  • مویه
  • مویه کردن
  • مویه کنان
  • مویه گر
  • مویه گری
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

مویه زدن. [ مو ی َ / ی ِ زَ دَ ] ( مص مرکب ) فریاد زدن. نوحه کردن. گریه و زاری نمودن. مویه کردن :
بسازید نوحه به آواز رود
به بربط همی مویه زد با سرود.
فردوسی.
و رجوع به مویه و مویه کردن شود.

فرهنگ فارسی

فریاد زدن ٠ نوحه کردن ٠ گریه و زاری نمودن ٠

کلمات مرتبط

  • مایه زدن
  • موی سر را از ته زدن
  • با ترکه زدن بر درخت به منظور تکاندن میوه اش
  • موی کسی را اتش زدن
  • مویه
  • مویه کردن
  • مویه کنان
  • مویه گر
  • مویه گری
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات