مویه گر. [ مو ی َ / ی ِ گ َ ] ( ص مرکب ) نوحه و زاری کننده. ( ناظم الاطباء ). نوحه کننده را گویند. ( برهان ). نوحه گر. گریان. مویان.مویه کنان. نائح. نائحه. نالان. نوحه سرا. ( یادداشت مؤلف ). هرکس که نوحه و زاری کند و مرثیه بخواند یا نخواند آن را مویه گر گویند. ( از آنندراج ) : همه پیش رستم نهادند سرپریشان و گریان و هم مویه گر.فردوسی.بر آن سان کز ایرانیان سربه سرنبیند پس از این مگر مویه گر.فردوسی....
فرهنگ عمید
نوحه کننده، زاری کننده: ( مویه گر گشته زهرۀ مطرب / بر جهان و جهانیان مویان (انوری: ۷۰۳ ).
فرهنگ فارسی
( صفت ) زاری کننده نوحه کننده : [ پای نا خوانده رسید و نفر مویه گران و ارشیداه کنان راه نفر بگشایید . ] ( خاقانی .سج.۱۶۱ )