Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ مؤمن

تلفظ بین المللی : /mˈoʔmen/ تلفظ :‌ [m'o?men]
لغت نامه دهخدا
  • مومن
  • مومن اباد
  • مؤمن طاق
  • مؤمن نهاد
  • مومن باصول کلیسایی
  • مومن به این مذهب
  • مومن سوره
  • مومن محمد
  • مومن محمد خویی
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

مؤمن . [ م ُ ءَم ْ م ِ ] (ع ص ) اعتمادکننده . || راستی کننده . || امین پندارنده . || آمین گوینده . (از منتهی الارب ).

مؤمن . [ م ُءْ م ِ ] (اِخ ) مؤمن القروی . از مردم قیروان . طبیبی از مردم ایران و او را کتابی است که ابن البیطار در مفردات خود به واسطه ٔ شریف از او روایت کند از جمله در کلمه ٔ عودالحیه . (یادداشت مؤلف )....

کلمات مرتبط

  • مومن
  • مومن اباد
  • مؤمن طاق
  • مؤمن نهاد
  • مومن باصول کلیسایی
  • مومن به این مذهب
  • مومن سوره
  • مومن محمد
  • مومن محمد خویی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات