Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : مومن

تلفظ بین المللی : /mˈoʔmen/ تلفظ :‌ [m'o?men]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیفرهنگ اسم هامترادف و متضاددانشنامه اسلامی
  • مؤمن
  • مومن اباد
  • مؤمن طاق
  • مؤمن نهاد
  • مومن باصول کلیسایی
  • مومن به این مذهب
  • مومن سوره
  • مومن محمد
  • مومن محمد خویی
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیفرهنگ اسم هامترادف و متضاددانشنامه اسلامی

لغت نامه دهخدا

مؤمن. [ م ُءْ م ِ ]( ع ص ) گرونده. ( مهذب الاسماء ). گرونده به خدای تعالی.( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). گرونده به خدای تعالی وقبول کننده شریعت. ( آنندراج ). کسی که به خدا و رسول ایمان آورده باشد و ایمان دارد. دیندار و متدین. ( ناظم الاطباء ). گرونده و قبول شریعت کننده. ( منتهی الارب ). آنکه خدا و پیامبر و آنچه را به او نازل شده تصدیق دارد. ( از تعریفات جرجانی ). گرویده. بگرویده. گرونده. دیندا...

فرهنگ عمید

۱. متدین، با ایمان.
۲. از نام های خداوند.
۳. [عامیانه، مجاز] خطابی معترضانه به مردان.
۴. (اسم ) چهلمین سورۀ قرآن کریم، مکی، دارای هشتادوپنج آیه.

فرهنگ معین

(مُ مِ ) [ ع . ] (ص . ) دیندار، متدین . ج . مؤمنان ، مؤمنون .

فرهنگ فارسی

گرونده، باایمان، لاف کافر
( اسم ) کسی که بخدا و رسول ایمان آورده دارند. ایمان با ایمان برویده گرویده جمع : مومنون مومنین : اگر مومن بود او را رزق دهد در دنیا و مزد بزرگوار در آخرت .
یزدی اسمش حسین و از فضلای زمان خود بوده در نزد علما .

دانشنامه عمومی

[mo'men] فَربودی، فربود دین، کسی که در باور و عقیدۀ خود راست و استوار باشد.

فرهنگ اسم ها

(تلفظ: mo’men) (عربی) (در ادیان) آن که به خدا و پیغمبر ایمان دارد و اصول دینی را رعایت می‌کند ، دیندار، متدین ؛ (به مجاز) مسلمان ، سوره‌ی چهلم از قرآن کریم دارای هشتاد و پنج آیه ؛ از نام‌ها و صفات خداوند .

اسم: مومن (پسر) (عربی) (مذهبی و قرآنی) (تلفظ: mo’men) (فارسی: مؤمن) (انگلیسی: momen) معنی: مسلمان، از نام ها و صفات خداوند، ( عربی )، ( در ادیان ) آن که به خدا و پیغمبر ایمان دارد و اصول ...

مترادف و متضاد

باایمان، بادیانت، پارسا، پرهیزگار، دیندار، گرونده، متدین، متقی، متورع، مذهبی، مسلمان، معتقد ≠ کافر

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] معنی مُؤْمِنُ: مؤمن -آن کس که یقین و باور دارد- با ایمان - کسی که امنیت بدهد ، ودر امان خود حفظ کند -امنیت دهندهمعنی مُّؤْمِنَةً: زن مؤمن - زن با ایمانمعنی لَّوَّامَةِ: بسیار ملامتگر- بسیار سرزنش کننده (منظور از نفس لوامه نفس مؤمن است ، که همواره در دنیا او را به خاطر گناهانش و سرپیچی از اطاعت خدا ملامت میکند ، و در روز قیامت سودش میرساند . بعضی گفتهاند : منظور از نفس لوامه جان آدمی ...

کلمات مرتبط

  • مؤمن
  • مومن اباد
  • مؤمن طاق
  • مؤمن نهاد
  • مومن باصول کلیسایی
  • مومن به این مذهب
  • مومن سوره
  • مومن محمد
  • مومن محمد خویی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات