Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : مونتاژ

تلفظ بین المللی : /mˈontɑʒ/ تلفظ :‌ [m'ontAZ]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاد
  • مونتاژ خط
  • مونتاژ صنعت
  • مونتاژ تگزاس
  • جنبش مونتاژ شوروی
  • خط مونتاژ
  • کارخانه مونتاژ میشو
  • مبلمان قابل مونتاژ
  • مقایسه خودروهای وانت مونتاژ ایران
  • مونتاژکار
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

مونتاژ. [ مُن ْ ] ( فرانسوی ، اِ ) ( اصطلاح عکاسی و سینمایی ) ترکیب عکس و فیلم و به وجود آوردن صحنه های مصنوعی و عکسهای غیرحقیقی ، و آن در روزنامه ها و مجلات وسینما به کار می رود. || ( اصطلاح مکانیک ) به هم پیوستن قطعات مختلف یک ماشین و سوار کردن آن.

فرهنگ عمید

۱. در کنار هم قرار دادن و روی هم سوار کردن اجزای یک ماشین یا دستگاه.
۲. (سینما ) = تدوین

فرهنگ معین

(مُ ) [ فر. ] (اِ. ) ۱ - در کنار هم گذاشتن و به هم چسباندن فیلم ها یا عکس ها و... برای بوجود آوردن یک مجموعه . ۲ - سوار کردن و به هم بستن قطعات یک دستگاه یا ماشین .

دانشنامه آزاد فارسی

مونْتاژ (montage)این اصطلاح در سینما به سه معنی به کار می رود: سرهم کردن چند تصویر یا نما برای خلق معنایی مستقل؛ توصیف کل فرآیند تدوین؛ یا چند نما که تدوین سریع دارند. این اصطلاح را نخستین بار سرگِی آیزنشتاین، کارگردان روس، به کار برد.wikijoo: مونتاژ...

فرهنگ فارسی

جفت وجورکردن وسوارکردن ، بالابردن ارتفاع، اوج، رفعت، صعود، بالا رفتگی
( اسم ) ۱ - ترکیب عکس و فیلم و بوجود آوردن صحنه های مصنوعی و عکسهای غیر حقیقی و آن در روزنامه ها و مجلات و سینما بکار میرود . ۲ - بهم پیوستن قطعات مختلف یک ماشین و سوار کردن آن . یا دایره مونتاژ ماشین . دایره ایست از اداره اردنانس ارتش .

دانشنامه عمومی

مونتاژ (به فرانسوی: Montage) یک وام واژه از زبان فرانسوی است که به فارسی وارد شده است و در معنی های زیر بکار می رود:خط مونتاژ به معنی سرهم کردن یا وصل کردن قطعات صنعتی پیش ساخته مانند قطعات خودرومونتاژ (فیلم سازی) به معنی قطع کردن و وصل کردن سکانس هایی از فیلممونتاژ (موسیقی)مونتاژ (فیلم ۲۰۱۳)جنبش مونتاژ شورویفتومونتاژمونتاژ (مجموعه تلویزیونی)wiki: مونتاژ مونتاژ (فیلم سازی). مونتاژ (به فرانسوی: Mo...

مترادف و متضاد

۱. سوار کردن
۲. نصب کردن قطعات مختلف یک دستگاه (رادیو، تلویزیون، کامپیوتر)
۳. کنار هم چسباندن (فیلم)


کلمات مرتبط

  • مونتاژ خط
  • مونتاژ صنعت
  • مونتاژ تگزاس
  • جنبش مونتاژ شوروی
  • خط مونتاژ
  • کارخانه مونتاژ میشو
  • مبلمان قابل مونتاژ
  • مقایسه خودروهای وانت مونتاژ ایران
  • مونتاژکار
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات