کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه موقتا-ماندن | کلماتور
معنی کلمه : موقتا ماندن
تلفظ بین المللی :
/mˌovaq1q1ˈatan mˈɑndan/
تلفظ :
[m,ovaq1q1'atan m'Andan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
موقتا
موقتاً
موقتا ارام کردن
موقتا اقامت کردن
موقتا بیکار کردن
موقتا تسکین دهنده
موقتا تعطیل کردن
روکش موقت
زاپاس موقت
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
lie
(فعل)
ماندن، خوابیدن، دروغ گفتن، واقع شدن، دراز کشیدن، قرار گرفتن، سخن نادرست گفتن، موقتا ماندن
کلمات مرتبط
موقتا
موقتاً
موقتا ارام کردن
موقتا اقامت کردن
موقتا بیکار کردن
موقتا تسکین دهنده
موقتا تعطیل کردن
روکش موقت
زاپاس موقت
نظرات