کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه موقتا | کلماتور
معانی کلمه : موقتا
تلفظ بین المللی :
/mˌovaq1q1ˈatan/
تلفظ :
[m,ovaq1q1'atan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
موقتاً
موقتا ارام کردن
موقتا اقامت کردن
موقتا بیکار کردن
موقتا تسکین دهنده
موقتا تعطیل کردن
موقتا ماندن
روکش موقت
زاپاس موقت
لغت نامه دهخدا
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
( موقتاً )
موقتاً. [ م ُ وَق ْ ق َ تَن ْ ] ( ع ق ) بر وقت. ( آنندراج ). غیردایم. مقابل دائماً: موقتاً از سفر منصرف شدم. ( یادداشت مؤلف ).
فرهنگ معین
( موقتاً )
(مُ وَ قَ تَنú ) [ ع . ] (ق . ) به طور موقت . مق دایمی ، همیشگی .
فرهنگ فارسی
بطور موقت مقابل دایمی همیشگی . توضیح صحیح [ موقتا] است نه [ موقه ] چه تائ آن اصلی است و بالف باید نوشت ( دکتر خیام پور .نداب ۷ - ۶:۱ ص ۴۵ )
مترادف و متضاد
pro tempore
(قید)
موقتا
temporarily
(قید)
موقتا
provisionally
(قید)
موقتا
کلمات مرتبط
موقتاً
موقتا ارام کردن
موقتا اقامت کردن
موقتا بیکار کردن
موقتا تسکین دهنده
موقتا تعطیل کردن
موقتا ماندن
روکش موقت
زاپاس موقت
نظرات