معانی کلمه : موروث
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
ارث گذاشته شده، مالی که به ارث به کسی برسد.
فرهنگ معین
(مُ ) [ ع . ] (اِمف . ) ارث گذاشته شده ، هرچیز که به ارث رسیده باشد.
فرهنگ فارسی
ارث گذاشته شده، مالی که به ارث به کسی برسد، کسی که ارث بجاگذاشته
( اسم ) ارث گذاشته شده مال و ملک ارثی : [ حافظا . خلد برین خانه موروث من است اندرین منزل ویرانه نشیمن چکنم ? ] ( حافظ . ۲۳۷ )
( اسم ) ارث گذاشته شده مال و ملک ارثی : [ حافظا . خلد برین خانه موروث من است اندرین منزل ویرانه نشیمن چکنم ? ] ( حافظ . ۲۳۷ )
مترادف و متضاد
ارثی، موروثی، بهارثگذاشتهشده
