Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : موجوده

تلفظ بین المللی : /modʒˈuːdeː/ تلفظ :‌ [modZ'u:de:]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • اعتبار موجوده
  • سوگیری حفظ وضع موجود
  • انسان موجود ناشناخته
  • ای تی ـ موجود فرازمینی
  • مدیریت موجودی با فروشنده
  • موجود
  • موجودات
  • موجودی
  • موجودی سرپا
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

موجودة. [ م َ دَ ] (ع ص ) موجوده . تأنیث موجود. ج ، موجودات . (یادداشت مؤلف ). رجوع به موجود و موجوده و موجودات شود.

موجوده . [ م َ دَ / دِ] (از ع ، ص ) موجودة. هر چیز حاضر. (ناظم الاطباء).- حالت موجوده ؛ حالت حالیه . (ناظم الاطباء).- علل موجوده ؛ علتها و سببهای موجود. علتهایی که هست . علتهایی که وجود دارد. (از یادداشت مؤلف )....

فرهنگ فارسی

( اسم ) مونث موجود جمع : موجودات .
موجوده . تانیث موجود .

کلمات مرتبط

  • اعتبار موجوده
  • سوگیری حفظ وضع موجود
  • انسان موجود ناشناخته
  • ای تی ـ موجود فرازمینی
  • مدیریت موجودی با فروشنده
  • موجود
  • موجودات
  • موجودی
  • موجودی سرپا
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات