Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : موجود

تلفظ بین المللی : /mˈodʒuːd/ تلفظ :‌ [m'odZu:d]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومینقل قولمترادف و متضادفرهنگ فارسی سارهواژه نامه بختیاریکا
  • موجود از قبل
  • موجود بالقوه
  • موجود بودن
  • موجود خون دوست
  • موجود در ادرار
  • موجود در داخل چیزی
  • موجود در زمینه
  • موجود در زیر سطح
  • موجود در سیاهرگ یا ورید
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومینقل قولمترادف و متضادفرهنگ فارسی سارهواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

موجود. [ م َ ] ( ع ص ، اِ ) هست. ( آنندراج ). مقابل نیست ومعدوم. هرچه که صحیح باشد سؤال درباره او، که آیامعدوم گردد. ( یادداشت مؤلف ). هست شده. ( منتهی الارب )( ناظم الاطباء ). هست کرده شده. ( آنندراج ) : خردرا اولین موجود دان پس نفس و جسم آن گه نبات و گونه گون حیوان و آن گه جانور گویا.ناصرخسرو.مستنصر باﷲ که از فضل خدای است موجود و مجسم شده در عالم فانیش.ناصرخسرو.زمانی کز فلک زاید زمان نابوده چو...

فرهنگ عمید

۱. به وجود آمده، هست شده، آفریده شده.
۲. (صفت ) وجوددارنده.

فرهنگ معین

(مُ ) [ ع . ] (اِمف . ) آفریده ، هست شده .

فرهنگ فارسی

بوجود آمده، هست شده، آفریده شده، خلاف معدوم
( اسم ) بوجود آمده هستی داده . هستی دارنده مقابل معدوم جمع : موجودات .

دانشنامه عمومی

موجود ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:موجود (فیلم ۱۹۸۲)موجود (فیلم ۲۰۱۱)موجود (بازی ویدئویی)wiki: ترسناک (به همین نام) در سال ۱۹۸۲ و به کارگردانی جان کارپنتر ساخته شده است.NA ۲۰ اوت، ۲۰۰۲EU ۲۰ سپتامبر، ۲۰۰۲نسخهٔ پلی استیشن ۲ این بازی در تاریخ ۲۱ اوت ۲۰۰۲ در آمریکای شمالی و در ۲۷ فوریهٔ ۲۰۰۳ در ژاپن پخش گردید.wiki: آمریکایی در ژانر علمی-تخیلی و ترسناک به کارگردانی جان کارپنتر و نویسند...

نقل قول

موجود (فیلم ۱۹۸۲). موجود (به انگلیسی: The Thing) فیلمی آمریکایی در ژانر علمی-تخیلی و ترسناک به کارگردانی جان کارپنتر و نویسندگی بیل لنکستر و محصول سال ۱۹۸۲ میلادی است.
•
wikiquote: موجود_(فیلم_۱۹۸۲)

مترادف و متضاد

هست

حاضر، حی، زنده ≠ غایب

۱. حاضر، حی، زنده
۲. هست ≠ غایب

creature (اسم)جانور، موجود، افریده، مخلوق، سرشتexisting (صفت)موجودexistent (صفت)موجود، هستextant (صفت)موجود، پدیدار، باقی مانده، دارای هستی، نسخهء موجود و باقیready (صفت)اماده، حی و حاضر، فراهم، مهیا، موجودpresent (صفت)اماده، فعلی، حاضر، موجود، اکنونstock (صفت)اماده، حاضر، موجودavailable (صفت)قابل استفاده، در دسترس، ...

فرهنگ فارسی ساره

هست

باشنده، هستار، هستنده، پدیده، هست

واژه نامه بختیاریکا

به دَو
جُهما

کلمات مرتبط

  • موجود از قبل
  • موجود بالقوه
  • موجود بودن
  • موجود خون دوست
  • موجود در ادرار
  • موجود در داخل چیزی
  • موجود در زمینه
  • موجود در زیر سطح
  • موجود در سیاهرگ یا ورید
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات