کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : موجود زنده
تلفظ بین المللی :
/mˈodʒuːd zˈendeː/
تلفظ :
[m'odZu:d z'ende:]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
موجود زنده تراریخت
موجود زنده تک یاخته ای
ایجاد موجود زنده از مواد بیجان
ترکیب موجود زنده
کالبد شکافی موجود زنده
زندان مجرد
زندگی مجدد
مجرد و عزب زندگی کردن
موجود
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
being
(اسم)
جوهر، شخصیت، وجود، هستی، موجود زنده، فرتاش، افریده
wight
(اسم)
موجود زنده، شخص، بشر
کلمات مرتبط
موجود زنده تراریخت
موجود زنده تک یاخته ای
ایجاد موجود زنده از مواد بیجان
ترکیب موجود زنده
کالبد شکافی موجود زنده
زندان مجرد
زندگی مجدد
مجرد و عزب زندگی کردن
موجود
نظرات