کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه موجدار-کردن | کلماتور
معنی کلمه : موجدار کردن
تلفظ بین المللی :
/mˈoːdʒdɑr kˈardan/
تلفظ :
[m'o:dZdAR k'aRdan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
چین چین و موج دار کردن
محوردار کردن
موجدار
موجدار بودن
موجدار، موجدار
سنگ براق و صیقلی و موجدار
ریل موج دار
موج دار
موج دار 1
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
ruffle (فعل)بر هم زدن، ژولیده کردن، گره زدن، ناهموار کردن، براشفتن، تاه کردن، چروک کردن، موجدار کردنcrisp (فعل)موج دار کردن، مجعد شدن، حلقه حلقه کردنcorrugate (فعل)چین دادن، راه راه کردن، موج دار کردنundulate (فعل)موج دار کردن، نوسان داشتن، تموج داشتنwimple (فعل)موج دار کردن، با چارقد پوشاندن، حجاب زدن...
کلمات مرتبط
چین چین و موج دار کردن
محوردار کردن
موجدار
موجدار بودن
موجدار، موجدار
سنگ براق و صیقلی و موجدار
ریل موج دار
موج دار
موج دار 1
نظرات