Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : مهمل

تلفظ بین المللی : /mˈohmal/ تلفظ :‌ [m'ohmal]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاد
  • مهمل پناه
  • مهمل کار
  • مهمل کده
  • مهمل گذاشتن
  • مهمل گو
  • مهمل نما
  • مهمل گشتن
  • مهمل گویی
  • مهمل گفتن
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

مهمل . [ م ُ م ِ ] (ع ص ) اهمال کننده . رجوع به اهمال شود.

مهمل. [ م ُ م َ ] ( ع ص ) سخن که آن رااستعمال نکنند. ( منتهی الارب ). کلمه مهمل ، مقابل مستعمل ، لفظی است که معنی ندارد چون دوب ، مقابل لفظ مستعمل ، آنکه معنی دارد مانند چوب. نزد علمای عربیة لفظی باشد که برای معنی معینی وضع نشده باشد. ( از کشاف اصطلاحات الف...

فرهنگ عمید

۱. بیهوده، بی معنی.
۲. کسی که نمی تواند کاری انجام دهد، بیکاره.
۳. [قدیمی] آسان، راحت.
۴. [قدیمی] رهاشده، کنارگذاشته شده.

فرهنگ معین

(مُ مَ ) [ ع . ] (اِمف . ) ۱ - بیهوده و بیکار گذاشته شده . ۲ - کلام بیهوده . ج . مهملات .

دانشنامه آزاد فارسی

مُهْمَلاصطلاحی در منطق، هم در حوزۀ تصورات (مفردات) و هم در حوزۀ تصدیقات (قضایا): ۱. در حوزۀ تصورات یا مفردات، مهمل لفظی است بدون معنی ۲. در حوزه تصدیقات یا قضایا، در برابر حصر (یا قضیه محصوره) قضیه ای است که در آن سور قضیه (هر، هیچ، بعض) ذکر نشده است و به همین سبب از آن به قضیۀ مهمله تعبیر می شود، مانند «انسان زیانکار است»، که معیّن نشده است که آیا تمام انسان ها زیانکارند، یا بعضی از آنان.نیز، رجو...

فرهنگ فارسی

بیهوده وبیکارگذاشته شده، کلام بیهوده، خلاف مستعمل
( اسم ) ۱ - شخص بیکارگذاشته . ۲ - کلام بیهوده بی معنی .۳ - لفظی که معنی ندارد مانند [ دیز] ( مقلوب زید ) . ۴ - لغتی که بتنهایی معنی ندارد و چون از پی لغتی دیگر در آید معنی آنرا پذیرد : اتباع مانند پخت در[ رخت پخت ] . ۵ - هرحرفی که نقطه ندارد مانند: د ر ه مقابل منقوط معجم . یا قضیه
اهمال کننده

دانشنامه عمومی

مهمل یا یاوه یا بی معنی (به انگلیسی: nonsense) به معنی هر گونه لفظ فاقد معنای منسجم است. بسیاری از شاعران و نویسندگان در آثار خود از الفاظ بی معنی استفاده کرده اند.گزاره (منطق)در فلسفه زبان، تعیین گزاره های مهمل از مهم ترین مسائل است. مثلاً در پوزیتیویسم منطقی، گزاره های متافیزیکی مهمل شمرده می شوند و فقط علم واجد معنی است.wiki: مهمل...

مترادف و متضاد

خوار، آسان‌گرفته، فروگذشته

اراجیف، بی‌اساس، بی‌سروته، بی‌فایده، بیکاره، بی‌معنی، بیهوده، جفنگ، چرت، چرند، حرف پوچ، حرف‌مفت، ژاژ، کشکی، لاطائل، لغو، لیچار، مزخرف، ول، هجو، هرز، هرزه، یاوه

۱. اراجیف، بیاساس، بیسروته، بیفایده، بیکاره، بیمعنی، بیهوده، جفنگ، چرت، چرند، حرف پوچ، حرفمفت، ژاژ، کشکی، لاطائل، لغو، لیچار، مزخرف، ول، هجو، هرز، هرزه، یاوه
۲. خوار، آسانگرفته، فروگذشته

no...

کلمات مرتبط

  • مهمل پناه
  • مهمل کار
  • مهمل کده
  • مهمل گذاشتن
  • مهمل گو
  • مهمل نما
  • مهمل گشتن
  • مهمل گویی
  • مهمل گفتن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات