اهمال. [ اِ ] ( ع مص ) بخود فروگذاشتن چیزی را. ( ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ). فروگذاشتن چیزی را بخود. ( از صراح ومنتخب بنقل غیاث اللغات ) ( آنندراج ). فروگذاشتن. ( مؤید ) ( تاج المصادر بیهقی ) ( تفلیسی ) ( مجمل اللغة ) ( مصادر زوزنی ). بخود واگذاشتن یا رها کردن چیزی را و بکار نبردن آن را بعمد یا نسیان. ( از اقرب الموارد ). گذاشتن چیزی را و باستعمال ناداشتن آنرا. ( منتهی الارب )( ناظم الاطباء )...
فرهنگ عمید
فروگذاشتن، واگذاشتن، در کاری یا دربارۀ چیزی سستی و تنبلی و سهل انگاری کردن.
فرهنگ معین
( اِ ) [ ع . ] ۱ - (مص م . ) فرو گذاشتن ، سرسری کاری را انجام دادن . ۲ - بی پروایی کردن . ۳ - (اِمص . ) سهل انگاری . ج . اهمالات .
دانشنامه آزاد فارسی
اِهْمالاِهْمال (در لغت به معنی: فروگذاشتن و رهاکردن) در اصطلاح منطق، در برابر حصر، فروگذاشتن و ذکرنکردن «سور» در قضیه ای که موضوع آن لفظ کلی است و در آن، نه طبیعت موضوع، که افراد موضوع، مورد نظر است، مثل «انسان، زیانکار است». در این قضیه مراد آن است که «هر انسانی زیانکار است». قضایای کلی محذوف السّور را «مهمله» می نامند.نیز، رجوع شود به:مهملwikijoo: اهمال...
فرهنگ فارسی
فروگذاشتن، واگ اشتن، درکاری یادرباره چیزی تنبلی وسهل انگاری کردن ۱ - (مصدر ) فرو گذاشتن یله کردن وا گذاشتن سستی کردن در کاری . ۲ - بی پروایی کردن . ۳ - ( اسم ) سستی درنگ سهل انگاری . جمع : اهمالات .
dodge (اسم)عیاری، عمل شیطانی، جاخالی، اهمال، تمجمجnegligence (اسم)مسامحه، پشت گوش فراخی، سرسری، قصور، غفلت، اهمال، فراموشکاری، فرو گذاشتneglect (اسم)فروگذاری، سرسری، غفلت، اهمالnonfeasance (اسم)اهمال، قصور در انجام امری...
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] کوتاهی کردن در کاری را اهمال می گویند.فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت علیهم السلام ج۱، ص۷۷۶. ...wikifeqh: اصطلاحات به کار رفته در علم منطق بوده و به معنای عدم ذکر سور قضیه یا عدم تبیین کمیت افراد موضوع کلی است.اهمال در مقابل تشخص و تعیّن است. کاربرد این اصطلاح در تقسیمات قضایاست. اگر موضوع قضیه، کلی باشد و کمیت حکم آن روشن نشده باشد و بر عام یا غیر عام بودن آن نیز دلیلی وجود نداشته باشد چن...