Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : منفجر کردن

تلفظ بین المللی : /monfˈadʒer kˈardan/ تلفظ :‌ [monf'adZeR k'aRdan]
فرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • منزجر کردن
  • متحجر کردن
  • متنفر کردن
  • منفجر
  • منفجر شدن
  • منفجر شدن قبل از موقع
  • منفجر شونده
  • منفجر نشده
  • منفجر کننده
فرهنگ فارسیمترادف و متضاد

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ترکاندن : [ دینامیت را منفجر کرد . ]

مترادف و متضاد

ترکاندن

burst (فعل)قطع کردن، ترکیدن، منفجر کردن، شکفتن، از هم پاشیدنblow up (فعل)عصبانی کردن، ترکاندن، منفجر کردنpuff (فعل)وزیدن، منفجر شدن، پف کردن، منفجر کردن، لاف زدن، چپق یا سیگار کشیدن، پف دادن، بلوف زدنdynamite (فعل)منفجر کردن، با دینامیت ترکاندن...

کلمات مرتبط

  • منزجر کردن
  • متحجر کردن
  • متنفر کردن
  • منفجر
  • منفجر شدن
  • منفجر شدن قبل از موقع
  • منفجر شونده
  • منفجر نشده
  • منفجر کننده
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات