کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : منع کننده
تلفظ بین المللی :
/manʔkˈonandˌeː/
تلفظ :
[man?k'onand,e:]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
اولین منع کننده از زیارت قبر پیامبر
من من کننده
منع
منع برخوانده نمایی
منع کردن
منع از راه ارعاب و تهدید
منع تعقیب کیفری
منع شدن
منع ناپذیر
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
withholding (صفت)منع کنندهdeterrent (صفت)ترساننده، بازدارنده، منع کننده، عایقdissuasive (صفت)بازدارنده، منع کنندهdisincentive (صفت)بازدارنده، منع کننده...
کلمات مرتبط
اولین منع کننده از زیارت قبر پیامبر
من من کننده
منع
منع برخوانده نمایی
منع کردن
منع از راه ارعاب و تهدید
منع تعقیب کیفری
منع شدن
منع ناپذیر
نظرات