Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : منع

تلفظ بین المللی : /mˈanʔ/ تلفظ :‌ [m'an?]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگ فارسی ساره
  • منع برخوانده نمایی
  • منع کردن
  • منع از راه ارعاب و تهدید
  • منع تعقیب کیفری
  • منع شدن
  • منع ناپذیر
  • منع کننده
  • منع یا نهی مذهبی
  • مَنع ، مَعنِش کُن
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگ فارسی ساره

لغت نامه دهخدا

منع. [ م َ ] ( ع مص ) بازداشتن از کاری. ( تاج المصادر بیهقی ). بازداشتن. ( المصادر زوزنی ). بازداشتن کسی را از کاری و چیزی. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ازاقرب الموارد ). بازداشت و دورکردگی و دفع و رد و تعرض و ممانعت و نهی و نفی و انکار و مخالفت و مزاحمت.( ناظم الاطباء ). جلوگیری. بازداشت. ردع. کف. حظر. حِجب. ثَبر. صَدّ. ( یادداشت مرحوم دهخدا ) : معنی بخل از روی شرع منع واجب است از مال و به عرف و...

فرهنگ عمید

بازداشتن کسی از کاری یا چیزی.

فرهنگ معین

(مَ ) [ ع . ] (مص م . ) بازداشتن ، دور کردن .

فرهنگ فارسی

بازداشتن، بازداشتن کسی ازکاری یاچیزی
۱ - ( مصدر ) باز داشتن جلوگیری کردن ۲ - ( اسم ) جلوگیری ممانعت : [ معنی بخل از روی شرع منع واجب است از مال و بعرف و عادت منع فضل مال از محتاج ... ] ( کشف الاسرار ۵٠۲:۲ ) یا منع تعقیب . جلوگیری بازپرس از تعقیب متهم .

مترادف و متضاد

بازداشتن، جلوگیری کردن، ممانعت به‌عمل‌آوردن

بازداشت، تحریم، جلوگیری، قدغن، ممانعت، نفی، نهی

۱. بازداشت، تحریم، جلوگیری، قدغن، ممانعت، نفی، نهی
۲. بازداشتن، جلوگیری کردن، ممانعت بهعملآوردن

prevention (اسم)جلوگیری، منع، ممانعت، پیش گیری، پیش بندیban (اسم)منع، لعن، حکم تحریم یا تکفیر، منع از راه ارعاب و تهدیدveto (اسم)رد، منع، حق رد، رای مخالف، نشانه مخالفتaverting (اسم)منعpro...

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] معنی مَنَعَ: منع کرد - باز داشتمعنی مُنِعَ: منع شد - باز داشته شدمعنی مَنّاً: منّت نهادن (منت به معنای آن است که نعمتی را که به کسی دادهای با زبان خود آن را بــــــراوسنگین سازی .یا به عبارت دیگر کاری را که برای او کرده ای بزرگ بشماری. از آنجا نعمتهایی که خدای تعالی به ما داده همه بزرگ و با ارزش است منت نهادن خدای تعالی پسندید...معنی مِنَّا: از ما - از جانب مامعنی مَمْنُوعَةٍ: منع شد...

فرهنگ فارسی ساره

بازدار


کلمات مرتبط

  • منع برخوانده نمایی
  • منع کردن
  • منع از راه ارعاب و تهدید
  • منع تعقیب کیفری
  • منع شدن
  • منع ناپذیر
  • منع کننده
  • منع یا نهی مذهبی
  • مَنع ، مَعنِش کُن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات