Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : منطلق

تلفظ بین المللی : /montˈaleq1/ تلفظ :‌ [mont'aleq1]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • منطلقه
  • رحیم اباد مطلق
  • رسانش استخوانی مطلق
  • رسای مطلق
  • رطوبت مطلق
  • الرد علی المنطقیین
  • زیست فراهمی مطلق
  • زمان مطلق
  • سری مطلقاً هم گرا
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

منطلق. [ م ُ طَ ل ِ ] ( ع ص ) رهاشده و آزادشده. ( ناظم الاطباء ).- منطلق شدن ؛ آزاد شدن. رها شدن : فصحا را بر نطق تو چنان تخم کدومنطلق می نشود تیغ زبانها ز غلاف.کمال الدین اسماعیل ( دیوان چ بحرالعلومی ص 372 ).|| اجازت داده شده. || رفته و روانه شده. ( ناظم الاطباء ). رونده. ( یادداشت مرحوم دهخدا ) ( از اقرب الموارد ). || گشاده شده روی و دارای بشاشت و شادمان و خوشحال. ج ، مطالق. ( ناظم الاطباء ). گش...

فرهنگ فارسی

رها شده و آزاد شده .

کلمات مرتبط

  • منطلقه
  • رحیم اباد مطلق
  • رسانش استخوانی مطلق
  • رسای مطلق
  • رطوبت مطلق
  • الرد علی المنطقیین
  • زیست فراهمی مطلق
  • زمان مطلق
  • سری مطلقاً هم گرا
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات