معانی کلمه : زیست فراهمی مطلق
فرهنگ فارسی
نسبت زیستفراهمی داروی تجویزشده به شکل فراوردۀ غیرتزریقی به زیستفراهمی همان دارو به شکل تزریق وریدی
فرهنگستان زبان و ادب
{absolute bioavailability} [علوم دارویی] نسبت زیست فراهمی داروی تجویزشده به شکل فراوردۀ غیرتزریقی به زیست فراهمی همان دارو به شکل تزریق وریدی
