Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : منزول

تلفظ بین المللی : /mˈanzuːl/ تلفظ :‌ [m'anzu:l]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیگویش مازنی
  • منزولک
  • ساعتلوی منزل
  • شنگول و منگول
  • صاحب منزل
  • عالی منزلت
  • عامل منزوی ساز
  • قدر و منزلت
  • کیوان منزلت
  • مبزول
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیگویش مازنی

لغت نامه دهخدا

منزول . [ م ُ زَ وِ ] (ع ص ) هلاک شونده . || افتاده و ساقطشونده . || زایل شونده . (ناظم الاطباء) (از فرهنگ جانسون ).

منزول . [ م َ ] (اِ) نامی است که در گرگان به درختچه ٔ آلاش دهند و در آستارا آن را هَس و در شهسوار کَنگَه نامند. رجوع به جنگل شناسی کریم ساعی و الاش شود.

منزول . [ م َ ] (ع ص ) منزول به ؛ آنکه بر او ف...

فرهنگ فارسی

نامی است که در گرگان به درختچه آلاش دهند و در آستارا آنرا هس و در شهسوار کنگه نامند .

گویش مازنی

نام بومی کوله خاس استمنزول از درختان بومی استدر عین حال ...

/manzool/ نام بومی کوله خاس استمنزول از درختان بومی استدر عین حال کوله خاس و هوکس نامی است که در گرگان به درختچه ی آلاش دهند و در آستارا آن راهس و در تنکابن کنگه نامنداز تیره ی سوسنی ها و دسته ی مارچوبه ها است

کلمات مرتبط

  • منزولک
  • ساعتلوی منزل
  • شنگول و منگول
  • صاحب منزل
  • عالی منزلت
  • عامل منزوی ساز
  • قدر و منزلت
  • کیوان منزلت
  • مبزول
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات