کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه مندوری | کلماتور
معانی کلمه : مندوری
تلفظ بین المللی :
/mandˈuːri/
تلفظ :
[mand'u:Ri]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
کلمات مرتبط
ردۀ منشوری
زابل منصوری
علی اباد منصوریه
علی منصوری
قلعه منصوری
کاغذ منصوری
کنش منظوری
مدوری
مزدوری
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
لغت نامه دهخدا
مندوری. [ م َ ] ( حامص ) اندوهناکی. غمناکی. غمگینی. درماندگی :
بهار خرم نزدیک آمد از دوری
به شادکامی نزدیک شو نه مندوری.
جلاب ( از لغت فرس چ اقبال ص 144 ).
رجوع به مندور شود.
فرهنگ عمید
غمگینی، اندوهگینی: بهار خرم نزدیک آمد از دوری / به شادکامی نزدیک شو نه مندوری (جلاب: شاعران بی دیوان: ۵۲ ).
کلمات مرتبط
ردۀ منشوری
زابل منصوری
علی اباد منصوریه
علی منصوری
قلعه منصوری
کاغذ منصوری
کنش منظوری
مدوری
مزدوری
نظرات