معانی کلمه : مندرج
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
درج شده، نوشته شده.
فرهنگ معین
(مُ دَ رِ ) [ ع . ] (اِفا. )درج شده ، گنجیده - شده .
فرهنگ فارسی
نوشته شده
درج شده، داخل شده ودر آمده درچیزی، نهفته
( اسم ) درج شونده داخل شده گنجیده
( اسم ) درج شونده داخل شده گنجیده
مترادف و متضاد
ثبتشده، درجشده، ضبط، نوشته
inserted (صفت)
مندرج
