Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : مندر

تلفظ بین المللی : /mˈandar/ تلفظ :‌ [m'andaR]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنی
  • مندر بلاغی
  • نبرد مندر
  • مندراگور
  • مندرج
  • مندرجات
  • مندرجه
  • مندرس
  • مندرس شدن
  • مندرع
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنی

لغت نامه دهخدا

مندر. [ م َ دَ ] (ع مص ) صاف کردن و مسطح کردن زمین بوسیله ٔ غلطک . (از دزی ج 2 ص 618).

مندر. [ م ُ دِ ] (ع ص ) افکننده . (آنندراج ). آنکه می افکند چیزی را. (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). || از شمار افکننده . (آنندراج ). آنکه از شمار می افکند. (ناظم الاط...

فرهنگ فارسی

صاف کردن و مسطح کردن زمین بوسیله غلطک .

دانشنامه عمومی

مندر، روستایی از توابع بخش بم پشت شهرستان سراوان در استان سیستان و بلوچستان ایران است.
این روستا در دهستان بم پشت قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۳۸۳ نفر (۸۱خانوار) بوده است.
wiki: مندر

گویش مازنی

۱مطابق قرار داد ۲پیمان – پیمانه

/mander/ مطابق قرار داد - پیمان – پیمانه

کلمات مرتبط

  • مندر بلاغی
  • نبرد مندر
  • مندراگور
  • مندرج
  • مندرجات
  • مندرجه
  • مندرس
  • مندرس شدن
  • مندرع
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات