Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : منخرق

تلفظ بین المللی : /monxˈareq1/ تلفظ :‌ [monx'aReq1]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معین
  • مخرقه
  • منخر
  • منخرط
  • منخرین
  • منخنقه
  • منزرق
  • منفرق
  • وابسته به منخرین
  • مخرق
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معین

لغت نامه دهخدا

منخرق . [ م ُ خ َ رَ ] (ع اِ) منخرق الریاح ؛ بادگذر. (منتهی الارب ). محل وزیدن بادها و بادگذر. (ناظم الاطباء).

منخرق. [ م ُ خ َرِ ] ( ع ص ) دریده شونده. ( غیاث ). دریده شونده و پاره پاره گردنده. ( آنندراج ) ( از منتهی الارب ). دریده و پاره پاره. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ) : تیزی که پرده های فلک منخرق شودگر عزم برشدن به دماغ جهان کند.کمال الدین اس...

فرهنگ عمید

پاره شده، دریده، پاره پاره.

فرهنگ معین

(مُ خَ رِ ) [ ع . ] (اِفا. ) پاره شونده ، دریده گردنده .

کلمات مرتبط

  • مخرقه
  • منخر
  • منخرط
  • منخرین
  • منخنقه
  • منزرق
  • منفرق
  • وابسته به منخرین
  • مخرق
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات