Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : منخرط

تلفظ بین المللی : /monxˈaret/ تلفظ :‌ [monx'aRet]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی
  • مخرط
  • منخر
  • منخرین
  • وابسته به منخرین
  • منخرق
  • منخرم
  • منخر القیطس
  • منخربه
  • منخرع
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

منخرط. [ م ُ خ َ رِ ] ( ع ص ) درکشیده شونده در رشته. ( غیاث ) ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ). منسلک. در رشته کشیده. به رشته درآمده : سلطان طمغاج خان... در حیات بود و خال بنده شرف الزمان... در سلک خدمت آن پادشاه منخرط. ( لباب الالباب چ نفیسی ص 45 ). معتقدات هر قوم هر چند در سلک توجه به کمال منخرط باشد اما در صورت و وضع مختلف. ( اخلاق ناصری ). کار مقربان حضرت ملوک... از کار دیگر خدم و حواشی که در س...

فرهنگ عمید

۱. آن که به نادانی و خودسری دست به کاری بزند و خود را به خطر بیندازد.
۲. لاغر، باریک.
۳. تراشیده.
۴. به رشته کشیده شده.

فرهنگ فارسی

( اسم ) ۱ - در کشیده شونده به رشته . ۲ - آراسته . ۳ - خراطی شده تراشیده .

کلمات مرتبط

  • مخرط
  • منخر
  • منخرین
  • وابسته به منخرین
  • منخرق
  • منخرم
  • منخر القیطس
  • منخربه
  • منخرع
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات