معانی کلمه : مناولت
لغت نامه دهخدا
مناولت . [ م ُ وَ / وِ ل َ ] (از ع ، اِمص ) مناوله . مناولة. چیزی به کسی دادن . به یکدیگر تعارف کردن : یک شیشه ٔ صرف باقی است اگر رغبتی هست تا ساعتی به مناولت آن تزجیه ٔ روزگار کنیم . (مرزبان نامه چ قزوینی ص 84). رجوع به مناولة شود.
فرهنگ عمید
۱. عطا کردن، بخشش کردن.
۲. چیزی به یکدیگر دادن و گرفتن.
۲. چیزی به یکدیگر دادن و گرفتن.
فرهنگ معین
(مُ وِ لَ ) [ ع . مناولة ] (مص م . ) عطا کردن ، عطا بخشیدن .
فرهنگ فارسی
۱ - ( مصدر ) عطا کردن عطا بخشیدن . ۲ - ( اسم ) عطا بخشش .
