معانی کلمه : مناعت
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. بلندنظر و عالی طبع بودن.
۲. [قدیمی] محکم و استوار بودن، پایداری و استقامت داشتن.
۲. [قدیمی] محکم و استوار بودن، پایداری و استقامت داشتن.
فرهنگ معین
(مَ عَ ) [ ع .مناعة ] (مص ل . ) بزرگ منشی ، عالی طبعی .
فرهنگ فارسی
محکم واستواربودن، پایداری واستقامت داشتن، بلندنظروعالی طبع بودن
۱ - ( مصدر ) قوی و استوار شدن محکم بودن . ۲ - بلند نظر بودن طبع عالی داشتن . ۳ - ( اسم ) استواری : [ و سایر جزایر دریا بار با حصانت معاقل و مناعت منازل آن از کنار آب بصره تا سواحل هند ... منتظم شد . ] ( المعجم . چا . دانشگاه . ۴ ) ۱۸ - بلند نظری بزرگ منشی .
۱ - ( مصدر ) قوی و استوار شدن محکم بودن . ۲ - بلند نظر بودن طبع عالی داشتن . ۳ - ( اسم ) استواری : [ و سایر جزایر دریا بار با حصانت معاقل و مناعت منازل آن از کنار آب بصره تا سواحل هند ... منتظم شد . ] ( المعجم . چا . دانشگاه . ۴ ) ۱۸ - بلند نظری بزرگ منشی .
مترادف و متضاد
بلندنظر بودن
طبع عالیداشتن
بزرگمنشی، بلندنظری، بزرگواری، بلندهمتی، عزتنفس، والاهمتی
۱. بزرگمنشی، بلندنظری، بزرگواری، بلندهمتی، عزتنفس، والاهمتی
۲. بلندنظر بودن
۳. طبع عالیداشتن
