Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : ممقوت

تلفظ بین المللی : /mˈamq1uːt/ تلفظ :‌ [m'amq1u:t]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • ماقوت
  • موقوت
  • ماقوتی
  • ماقوت پاک کن
  • مماوته
  • ممروت
  • ممروته
  • ممقور
  • ممقوره
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

ممقوت. [ م َ ] ( ع ص ) دشمن داشته شده و دشمن گرفته. ( ناظم الاطباء ). دشمن گرفته شده و مبغوض. ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ) ( غیاث اللغات ). آنکه هر کس او را دشمن دارند. آنکه همه او را دشمن دارند. ( مهذب الاسماء ) : پس از گذشتن خداوندش چون درجه گونه ای یافت و نواختی از سلطان مسعود، اما ممقوت شد هم نزدیک وی و هم نزدیک بیشتر از مردمان. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 254 ). این چه طلعت مکروه است و هیأت مم...

فرهنگ عمید

ویژگی شخصی که مورد بغض و دشمنی واقع شده، دشمن داشته شده.

فرهنگ معین

(مَ ) [ ع . ] (اِمف . ) دشمن داشته شده ، مبغوض .

فرهنگ فارسی

دشمن داشته شده، طرف بغض ودشمنی واقع شده
( اسم ) دشمن داشته شده مبغوض : [ طوطیی را با زاغی در قفس کردند .. میگفت این چه طلعت مکروه است و هیات ممقوت .. ] ( گلستان . چا . فروغی ص ۱۳۲ )

کلمات مرتبط

  • ماقوت
  • موقوت
  • ماقوتی
  • ماقوت پاک کن
  • مماوته
  • ممروت
  • ممروته
  • ممقور
  • ممقوره
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات