Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : موقوت

تلفظ بین المللی : /mˈoːq1uːt/ تلفظ :‌ [m'o:q1u:t]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • موقوتا
  • روکش موقت
  • زاپاس موقت
  • سختی موقت
  • سازۀ موقت
  • عباس اباد موقوفه
  • علی اباد موقوفه
  • عنوان موقت
  • فرمانده دوم موقت
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

موقوت. [ م َ ] ( ع ص ) محدودشده به هنگام. ( ناظم الاطباء ). هنگام معین کرده شده. ( آنندراج ). محدود به اوقات معینه. ( یادداشت مؤلف ). و رجوع به موقت شود.
- امر موقوت ؛ کار معین که دارای وقت و هنگام باشد.
- وقت موقوت ؛ هنگام معین. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ عمید

ویژگی وقت معین شده، هنگام مقرر.

فرهنگ معین

(مَ یا مُ ) [ ع . ] (اِ. ) وقت معین شده ، هنگام مقرر.

فرهنگ فارسی

( اسم ) وقت معین شده هنگام مقرر : [ خود پیش از میقات موقوت تاتار از مقام موغان بر صوب اذر بیجان در حرکت آمد . ] ( نفثه المصدور . چا. یز.۱٠٠ )

کلمات مرتبط

  • موقوتا
  • روکش موقت
  • زاپاس موقت
  • سختی موقت
  • سازۀ موقت
  • عباس اباد موقوفه
  • علی اباد موقوفه
  • عنوان موقت
  • فرمانده دوم موقت
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات