Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ ممزوج کردن

تلفظ بین المللی : /mˈamzuːdʒ kˈardan/ تلفظ :‌ [m'amzu:dZ k'aRdan]
مترادف و متضاد
  • محزون کردن
  • ممزوج
  • ممزوج شدن
  • ممزوج کننده
  • قطعه موسیقی ممزوج و احساساتی
  • باده ٔ ممزوج
  • متزوج
  • مازوج
  • مزوج
مترادف و متضاد

مترادف و متضاد

merge (فعل)
مخلوط کردن، ترکیب کردن، یکی کردن، فرو رفتن، غرق شدن، ادغام کردن، ممزوج کردن، فراگرفته، مستهلک شدن

intermingle (فعل)
با هم امیختن، با هم مخلوط کردن، ممزوج کردن

کلمات مرتبط

  • محزون کردن
  • ممزوج
  • ممزوج شدن
  • ممزوج کننده
  • قطعه موسیقی ممزوج و احساساتی
  • باده ٔ ممزوج
  • متزوج
  • مازوج
  • مزوج
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات