Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : ملین

تلفظ بین المللی : /mˈalin/ تلفظ :‌ [m'alin]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا
  • ملین واکر
  • داروی ملین
  • اطریفل مقل ملین
  • تبدیل ملین
  • شپیندلروف ملین
  • گفتگوهای ملین
  • لوری ملین
  • ملینات
  • ملینه
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

ملین . [ م ُ ل َی ْ ی َ ] (ع ص ) نرم گردانیده شده . (آنندراج ). نرم شده . || آرام شده . (ناظم الاطباء).

ملین. [ م ُ ل َی ْ ی ِ ] ( ع ص ، اِ ) نرم گرداننده. ( آنندراج ). هر چیزی که نرم کند. ( ناظم الاطباء ). نرم کننده. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ) : اگر هنوز بر صلابت حال اول است به سخنهای ملین و گفتار چرب مبین اگر نرم نشود باری در درشتی نیفزاید. ( مرزبان ن...

فرهنگ عمید

دارویی که معده و روده ها را نرمی و لینت بدهد، نرم کننده.

فرهنگ معین

(مُ لَ یِّ ) [ ع . ] (اِفا. ) هرآنچه که باعث شکم روی باشد.

دانشنامه آزاد فارسی

مُلَیِّن (laxative)ترکیبی برای رفع یبوست و حرکات نامنظم روده. در پزشکی، استفادۀ طولانی مدت و منظم از این ترکیبات را توصیه نمی کنند، زیرا ورزش منظم و رژیم غذایی حاوی مقادیر فراوان الیاف گیاهی بهترین راه جلوگیری و درمان یبوست است.wikijoo: ملین...

فرهنگ فارسی

( اسم ) ۱ - نرم گرداننده ۲ - غذا یا دوایی که با خوردن آن مزاج اندکی عمل کند توضیح دوایی که بقوت حرارت معتدله و رطوبت خود اخراج نماید آنچه در معده و امعائ است مانند مغز فلوس و تمر هندی و شیر خشت ( مخزن الادویه ) .

دانشنامه عمومی

مُلَیّن ماده یا دارویی که برای رفع یبوست مصرف می کنند. این مواد می توانند طبیعی باشند، مانند روغن کرچک و زیتون، یا صناعی، مانند بیزاکودیل. ملین های متنوعی وجود دارند که در سرعتِ شروعِ اثر، محل اثر (راست روده، رودهٔ بزرگ و رودهٔ کوچک)، اَشکال دارویی، فواصل مصرف، طعم و عوارض جانبی متفاوتند؛ بنابراین، برحسب نوع مشکل، می توان مناسب ترین آنها را انتخاب کرد. البته کلیهٔ فراورده های ملیّن در مقادیر بالات...

مترادف و متضاد

یبوست‌زدا

نرم‌کننده، آرام‌کننده

۱. یبوستزدا
۲. نرمکننده، آرامکننده

aperient (اسم)ملینlaxative (اسم)ملین، ضد یبوستrelaxant (اسم)ملین، سست کنندهlenient (صفت)ملین، ملایم، اسان گیر، با گذشت، بامداراlaxative (صفت)ملین، ضد یبوست...

واژه نامه بختیاریکا

( مِلین ) پر مو
( مُلین ) کسی که بالاتنه اش ایراد دارد.

کلمات مرتبط

  • ملین واکر
  • داروی ملین
  • اطریفل مقل ملین
  • تبدیل ملین
  • شپیندلروف ملین
  • گفتگوهای ملین
  • لوری ملین
  • ملینات
  • ملینه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات