معانی کلمه : ملین
لغت نامه دهخدا
ملین . [ م ُ ل َی ْ ی َ ] (ع ص ) نرم گردانیده شده . (آنندراج ). نرم شده . || آرام شده . (ناظم الاطباء).
فرهنگ عمید
دارویی که معده و روده ها را نرمی و لینت بدهد، نرم کننده.
فرهنگ معین
(مُ لَ یِّ ) [ ع . ] (اِفا. ) هرآنچه که باعث شکم روی باشد.
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
( اسم ) ۱ - نرم گرداننده ۲ - غذا یا دوایی که با خوردن آن مزاج اندکی عمل کند توضیح دوایی که بقوت حرارت معتدله و رطوبت خود اخراج نماید آنچه در معده و امعائ است مانند مغز فلوس و تمر هندی و شیر خشت ( مخزن الادویه ) .
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
یبوستزدا
نرمکننده، آرامکننده
۱. یبوستزدا
۲. نرمکننده، آرامکننده
واژه نامه بختیاریکا
( مِلین ) پر مو
( مُلین ) کسی که بالاتنه اش ایراد دارد.
( مُلین ) کسی که بالاتنه اش ایراد دارد.
