Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : ملینه

تلفظ بین المللی : /malˈineː/ تلفظ :‌ [mal'ine:]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • ملینه دالوزیان
  • ملینه مانوچیان
  • ملینه هامامجیان
  • پناهگاه سنگی ملینه
  • زرده ملیجه
  • بادر ـ ماینهوف گروه
  • قرینه معینه
  • مبینه
  • مجینه
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

ملینه. [ م ُ ل َی ْ ی ِ ن َ ] ( ع ص ) تأنیث ملین. رجوع به ملین شود.
- ادویه ملینه ؛ داروهایی که دفع فضول معده و امعاءرا سهل کند. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). داروهایی که موجب سهولت عمل دفع روده ها گردد. داروهای نرم کننده مزاج. رجوع به ملین شود.

فرهنگ فارسی

( اسم ) مونث ملین جمع : ملینات . یا ادویه ملینه . داروهایی که موجب لینت و نرمی مواد دفعی داخل روده ها شوند و بسهولت عمل دفع را موجب گردند داروهای نرم کننده مزاج .

کلمات مرتبط

  • ملینه دالوزیان
  • ملینه مانوچیان
  • ملینه هامامجیان
  • پناهگاه سنگی ملینه
  • زرده ملیجه
  • بادر ـ ماینهوف گروه
  • قرینه معینه
  • مبینه
  • مجینه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات