معانی کلمه : ملقن
لغت نامه دهخدا
ملقن . [ م ُ ل َق ْ ق َ ] (ع ص ) تلقین کرده شده . (غیاث ) (آنندراج ). تلقین شده . سخن به زبان نهاده . (از یادداشت به خط مرحوم دهخدا).
فرهنگ معین
(مُ لَ قَ ) [ ع . ] (اِمف . ) تلقین شده ، فهمانیده شده .
فرهنگ فارسی
( اسم ) ۱ - سخن بر زبان دیگری نهنده تلقین کننده . ۲ - فهماننده .
