ملعبة. [ م ِ ع َ ب َ / م ُ ع ِ ب َ ] (ع اِ) نوعی از جامه ٔ بی آستین که کودکان بدان بازی کنند. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
ملعبه . [ م ِ ع َ ب َ / ب ِ ] (ع اِ) بازیچه . آنچه با آن بازی کنند. ج ، ملاعب . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). ملعبة : بازیگر است این فلک گردان امروز کرد ملعبه ت...
فرهنگ عمید
۱. وسیلۀ بازی، بازیچه. ۲. [قدیمی] پیراهن بی آستین که کودکان هنگام بازی کردن می پوشند.
فرهنگ معین
(مَ عَ بِ ) [ ع . ملعبة ] (اِ. ) ۱ - پیراهن بی آستین که کودکان هنگام بازی می پوشند. ۲ - بازیچه . ، ~ء دست کسی شدن بازیچة دست وی شدن تا هرطور بخواهد با شخص رفتار کند.
فرهنگ فارسی
پیراهن بی آستین که کودکان هنگام بازی کردن می پوشند، ونیزبه معنی بازیچه ( اسم ) آنچه که با آن بازی کنند ملعب بازیچه . یا ملعبه دست کسی شدن . بازیچه دست وی شدن تا هر طور که بخواهد با شخص رفتار کند توضیح درتداول بفتح اول گویند. نوعی از جامه بی آستین که کودکان بدان بازی کنند .