Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : ملاعبه

تلفظ بین المللی : /malˈɑʔebˌeː/ تلفظ :‌ [mal'A?eb,e:]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • مداعبه
  • مشاعبه
  • ملاخبه
  • ملاذبه
  • ملاعب
  • ملاعبت
  • ملاعجه
  • ملاعنه
  • ملعبه
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

ملاعبة. [ م ُ ع َ ب َ ] (ع مص ) با کسی بازی کردن . لِعاب . (تاج المصادربیهقی ). با هم بازی کردن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). || بازی کردن با زن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). و رجوع به ماده ٔ بعد شود.

ملاعبه. [ م ُ ع َ ب َ /ع ِ ب ِ ] ( از ع ، اِمص ) با کسی بازی کردن. ( غیاث ). ملاعبة. رجوع به ملاعبة شود. || عشق...

فرهنگ فارسی

ملاعبت: بازی کردن باهم، بایکدیگربازی وشوخی کردن
۱ - ( مصدر ) بازی کردن با هم . ۲ - شوخی کرد مرد با زن . ۳ - ( اسم ) بازی . ۴ - شوخی .
با کسی بازی کردن . با هم بازی کردن .

مترادف و متضاد

لاس، لاسیدن

بازی، شوخی، سرگرمی

تجمش، عشق‌بازی، معاشقه، مغازله

۱. بازی، شوخی، سرگرمی
۲. تجمش، عشقبازی، معاشقه، مغازله
۳. لاس، لاسیدن


کلمات مرتبط

  • مداعبه
  • مشاعبه
  • ملاخبه
  • ملاذبه
  • ملاعب
  • ملاعبت
  • ملاعجه
  • ملاعنه
  • ملعبه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات