ملسنه. [ م ُ ل َس ْ س َ ن َ ] ( ع ص ، اِ ) ملسن. ( منتهی الارب ). نعل باریک و لطیف همچون زبان. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). از نعال چنان است که از طول و لطافت همانند زبان باشد. ( از محیط المحیط ). و رجوع به ملسن معنی دوم شود. || امراءة ملسنةالقدمین ؛ زن باریک درازپای. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ) ( از محیط المحیط ). || گیاهی است. ( از محیط المحیط ) ( از اقرب الموار...