Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : ملتمع

تلفظ بین المللی : /moltˈameʔ/ تلفظ :‌ [molt'ame?]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • صبح ملمعنقاب
  • صندوق های پُستی مجتمع
  • مجتمع
  • مجتمع خانه ای
  • مجتمع خانه ای متناهی
  • مجتمع خدمات بینِراهی
  • مجتمع سادکی
  • مجتمع شدن
  • مجتمع فراغت
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

ملتمع. [ م ُ ت َ م ِ ] ( ع ص ) درخشیده و روشن. ( آنندراج ) ( از منتهی الارب ). درخشان و روشن و تابان و دارای لمعان. ( ناظم الاطباء ).
- ملتمع شدن ؛ تغییر کردن رنگ و ناپدید شدن آن.
|| درخشیدن. ( ناظم الاطباء ).
|| رباینده. ( آنندراج ) ( از منتهی الارب ). آنکه می گیرد و می رباید. و رجوع به التماع شود. || آنکه خود را به کناری می کشد. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

درخشیده و روشن و تابان و دارای لمعان . ترکیب : ملتمع شدن ۱ - تغییر رنگ و نا پدید شدن آن . یا رباینده .

کلمات مرتبط

  • صبح ملمعنقاب
  • صندوق های پُستی مجتمع
  • مجتمع
  • مجتمع خانه ای
  • مجتمع خانه ای متناهی
  • مجتمع خدمات بینِراهی
  • مجتمع سادکی
  • مجتمع شدن
  • مجتمع فراغت
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات