کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه مقیض | کلماتور
معنی کلمه : مقیض
تلفظ بین المللی :
/mˈaq1iz/
تلفظ :
[m'aq1iz]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
مقیضه
ریزگان مقیم
ستارۀ مقیاس
اوزان و مقیاس ها
سامانۀ همرَفتی میان مقیاس
ضریب مقیاس
صرفه جویی ناشی از مقیاس
طیف مقیاس
عدد مقیاس
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
مقیض. [ م َ ] ( ع اِ ) جای بیضه مرغ. ( منتهی الارب ). جایی که در آن تخم مرغ می نهند. ( ناظم الاطباء ). || آنجای از پوست تخم مرغ که چوزه و آب بیرون می آید. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
کلمات مرتبط
مقیضه
ریزگان مقیم
ستارۀ مقیاس
اوزان و مقیاس ها
سامانۀ همرَفتی میان مقیاس
ضریب مقیاس
صرفه جویی ناشی از مقیاس
طیف مقیاس
عدد مقیاس
نظرات