معانی کلمه : ستارۀ مقیاس
فرهنگ فارسی
ستارهای که درخشش آن ثابت فرض میشود و درخشش سایر ستارهها در رصدهای نجومی با آن سنجیده میشود
فرهنگستان زبان و ادب
{comparison star} [فیزیک] ستاره ای که درخشش آن ثابت فرض می شود و درخشش سایر ستاره ها در رصدهای نجومی با آن سنجیده می شود
