مقسم . [ م ِ س َ ] (ع اِ) بهره . (منتهی الارب ) (آنندراج ). نصیب . (اقرب الموارد).
مقسم . [ م ُ س َ ] (ع اِ) سوگند. (مهذب الاسماء) (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || جای سوگند. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). || (ص ) سوگند یادکرده . (ناظم الاطباء).
جای قسمت کردن.
تقسیمشده؛ بخشبخششده.
قسمتکننده؛ بخشبخشکننده.
(مُ قَ سِّ) [ ع . ] (اِفا.) تقسیم کننده .
(مَ س ) [ ع . ] (اِ.) قسمت ، جای قسمت . ج . مقاسم .
(مُ س ) [ ع . ] (اِفا.) سوگند خورنده ، قسم خورنده .
(مُ سَ) [ ع . ] 1 - (اِمف .) سوگند خورده ، 2 - (اِ.) جای سوگند. 3 - سوگند، قسم .
(پارسی سره؛ واژۀ پیشنهادی کاربران) بخشگر. برای نمونه، "پل مقسم ولتاژ" به پارسی می شود "پل بخشگر ولت".