کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : مقام کردن
تلفظ بین المللی :
/maq1ˈɑm kˈardan/
تلفظ :
[maq1'Am k'aRdan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
تفویض مقام کردن
خلع مقام کردن
شهرت یا مقامی کسب کردن
مقدم و موخر کردن
مقیم کردن
مقام
مقام ابراهیم
مقام بندری
مقام طلب
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
اقامت کردن، مقیم شدن، سکنا گزیدن، ساکن شدن، ماندن، اقامت گزیدن
کلمات مرتبط
تفویض مقام کردن
خلع مقام کردن
شهرت یا مقامی کسب کردن
مقدم و موخر کردن
مقیم کردن
مقام
مقام ابراهیم
مقام بندری
مقام طلب
نظرات