معانی کلمه : مفضض
لغت نامه دهخدا
مفضض. [ م ُ ف َض ْ ض َ ] ( ع ص ) سیم اندود. ( صراح ). سیم اندود کرده شده. ( آنندراج ).سیم اندود. نقره گین. ( از ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). آب نقره داده شده. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). || سیم کوفت. ( صراح ). مرصع به نقره. ( ازاقرب الموارد ). نقره کوب. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ): لجام مفضض ؛ لگام مرصع به نقره. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ عمید
سیم اندود شده، آب نقره داده شده.
فرهنگ معین
(مُ فَ ضَّ ) [ ع . ] (اِمف . ) ۱ - نقره اندود شده ، سیم اندود. ۲ - آب نقره داده .
فرهنگ فارسی
سیم اندودشده، آب نقره داده شده
( اسم ) ۱ - نقره اندود شده سیم اندود ۲ - آب نقره داده .
( اسم ) ۱ - نقره اندود شده سیم اندود ۲ - آب نقره داده .
مترادف و متضاد
نقرهکاری ≠ نقرهاندود، مطلا، مطلی
