کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه مفروضات | کلماتور
معانی کلمه : مفروضات
تلفظ بین المللی :
/mafrˈuːzɑt/
تلفظ :
[mafR'u:zAt]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
مفروضات حسابداری
معروضات
مفاوضات
مفروضا
رضایت مفروض
صلاه مفروضه
متروکات
مخروطات
مجرورات
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
مفروضات. [ م َ ] ( ع ص ، اِ ) ج ِ مفروضة. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). مأخوذ از تازی ، اوامر خداوندی. ( ناظم الاطباء ). || فرض شده ها. و رجوع به مفروض شود.
فرهنگ فارسی
( اسم ) جمع مفروضه ( مفروض )
جمع مفروضه ماخوذ از تازی اوامر خداوندی .
مترادف و متضاد
information
(اسم)
خبر، اطلاع، اخبار، سوابق، اطلاعات، مفروضات، سراغ، معلومات، اگاهگان، پرسشگاه، استخبار
data
(اسم)
سوابق، داده، اطلاعات، داده ها، مفروضات، دانسته ها، سراغ
کلمات مرتبط
مفروضات حسابداری
معروضات
مفاوضات
مفروضا
رضایت مفروض
صلاه مفروضه
متروکات
مخروطات
مجرورات
نظرات