[ویکی الکتاب] معنی مَّفْرُوضاً: مقرر شده - تعیین شده (کلمه فرض به معنای قطع هر چیز محکم و جدا کردن بعضی از آن ، از بعضی دیگر است و به همین جهت در معنای وجوب استعمال میشود ، برای اینکه انجام دادنش واجب و امتثال امرش قطعی و معین است و نه مردد در اینجا نیز سهم و نصیبی که فرض شده ادای...ریشه کلمه: فرض (۱۸ بار)قطع. تعیین. در نهایه گوید: اصل فرض به معنی قطع است راغب قطع شیء محکم و تأثیر در آن، گفته است...