معانی کلمه : مفتون شدن
فرهنگ فارسی
( مصدر ) ۱ - در فتنه افتادن . ۲ - عاشق شدن شیفته گشتن .
مترادف و متضاد
شیفتهشدن، واله گشتن، شیدا شدن، عاشق شدن، فریفتهشدن، دلباخته گشتن، مجذوب شدن ≠ فتنهگشتن

شیفتهشدن، واله گشتن، شیدا شدن، عاشق شدن، فریفتهشدن، دلباخته گشتن، مجذوب شدن ≠ فتنهگشتن