Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : مغیب

تلفظ بین المللی : /mˈaq1ib/ تلفظ :‌ [m'aq1ib]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • مغیبات
  • مغیبه
  • شاه مغرب
  • صالح مدیبری
  • صخر المغربی
  • صلاه المغرب
  • طیب و مطیب
  • علی مغربی
  • علی میبدی
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

مغیب . [ م ُ غ َی ْ ی َ ] (ع ص ) نهان و ناپدید. (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب ). و رجوع به تغییب شود.

مغیب . [ م ُ / م ُغ ْ ی ِ ] (ع ص ) مغیبة. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). رجوع به مغیبة شود.

مغیب . [ م َ ] (ع مص ) غایب شدن . (تاج المصادر بیهقی ) (المصا...

فرهنگ عمید

پنهان‌شده؛ ناپدید‌شده؛ ناپدید.

پنهان شدن؛ ناپدید شدن؛ دور شدن.

پنهان شدن، ناپدید شدن، دور شدن.
پنهان شده، ناپدید شده، ناپدید.

فرهنگ معین

(مَ ) [ ع . ] ۱ - (مص ل . ) پنهان شدن ، مخفی گشتن . ۲ - دور شدن . ۳ - (اِمص . ) اختفاء. ۴ - دوری ، غیبت .

فرهنگ فارسی

پنهان شده، ناپدیدشده، ناپدید
( صفت ) زنی که شوهرش غایب باشد.
مغیبه

مترادف و متضاد

نهفته، پنهان، نهان، غیبشده


کلمات مرتبط

  • مغیبات
  • مغیبه
  • شاه مغرب
  • صالح مدیبری
  • صخر المغربی
  • صلاه المغرب
  • طیب و مطیب
  • علی مغربی
  • علی میبدی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات