کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : شاه مغرب
تلفظ بین المللی :
/ʃˈɑːh mˈaq1reb/
تلفظ :
[S'A:h m'aq1Reb]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
شاه مربعنشین
مربوط به شبه حصبه
معمای مربع گم شده
شاه
شاه اباد
شاه اباد بربری
شاه اباد عرب
شاه اباد غرب
شاه اباد کرد
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
شاه مغرب. [ هَِ م َ رِ ] ( ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) کنایه از هلال یعنی ماه شب اول است. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ).
فرهنگ فارسی
کنایه از هلال یعنی خاوری است
کلمات مرتبط
شاه مربعنشین
مربوط به شبه حصبه
معمای مربع گم شده
شاه
شاه اباد
شاه اباد بربری
شاه اباد عرب
شاه اباد غرب
شاه اباد کرد
نظرات