Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : شاه مربعنشین

تلفظ بین المللی : /ʃˈɑːh mˌorabbaʔnˈeʃin/ تلفظ :‌ [S'A:h m,oRabba?n'eSin]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • شاه
  • شاه اباد
  • شاه اباد بربری
  • شاه اباد عرب
  • شاه اباد غرب
  • شاه اباد کرد
  • شاه ابدالان
  • شاه ابه
  • شاه ابوالقاسم
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

شاه مربعنشین. [ هَِ م ُ رَب ْ ب َ ن ِ ] ( ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) شاه که بچهار زانو نشیند. شاه که بر مسند سلطنت چهار زانو قرار گیرد. || ( اِخ )کنایه از خانه کعبه است. به اعتبار تربیع. ( برهان قاطع ) ( از انجمن آرای ناصری ) ( آنندراج ) :
خانه خدایش خداست لاجرمش نام هست
شاه مربعنشین تازی رومی خطاب.
خاقانی.

فرهنگ فارسی

شاه که چهار زانو نشیند شاه که بر مسند سلطنت بچهار زانو قرار گیرد .

کلمات مرتبط

  • شاه
  • شاه اباد
  • شاه اباد بربری
  • شاه اباد عرب
  • شاه اباد غرب
  • شاه اباد کرد
  • شاه ابدالان
  • شاه ابه
  • شاه ابوالقاسم
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات