Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : مغفر شکاف

تلفظ بین المللی : /mˈaq1far ʃˈekɑf/ تلفظ :‌ [m'aq1faR S'ekAf]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی
  • مغفرشکاف
  • مغفر
  • مغفر کوب
  • فیروزه مغفر
  • پیروزه مغفر
  • ذو مغفره
  • رئیس مظفر
  • عدل مظفر
  • علی اکبر مکفر
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

مغفرشکاف. [ م ِ ف َ ش ِ ] ( نف مرکب ) از صفات تیغ و خنجر و مانند آن است. ( از مجموعه مترادفات ص 103 ). شکافنده مغفر. که کلاه خود را شکافد :
ملک ده ، لشکرشکن ، خنجرکش و مغفرشکاف
گنج نه ، باره فکن ، شمشیرزن ، بخت آزمای.
منوچهری ( دیوان چ دبیرسیاقی چ 1 ص 103 ).
که کشورگشایان مغفرشکاف
نهان صلح کردندو پیدا مصاف.
سعدی ( بوستان ).

فرهنگ عمید

۱. آن که مغفر را بر سر دشمن بشکافد.
۲. [مجاز] نیرومند، شجاع: که لشکرکشوفان مغفر شکاف / نهان صلح جویند و پیدا مصاف (سعدی۱: ۷۷ ).

فرهنگ فارسی

( صفت ) آنکه کلاهخود دشمن را بشکافد : [ که لشکر شکوفان مغفر شکاف نهان صلح جویند و پیدا مصاف . ] ( بوستان سعدی . چا . فروغی ۶۶ )
از صفات تیغ و خنجر و مانند آن است . شکافنده مغفر .

کلمات مرتبط

  • مغفرشکاف
  • مغفر
  • مغفر کوب
  • فیروزه مغفر
  • پیروزه مغفر
  • ذو مغفره
  • رئیس مظفر
  • عدل مظفر
  • علی اکبر مکفر
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات