Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ مغشوش کردن

تلفظ بین المللی : /mˈaq1ʃuːʃ kˈardan/ تلفظ :‌ [m'aq1Su:S k'aRdan]
مترادف و متضاد
  • مشوش کردن
  • اغاز مدهوش کردن
  • مخدوش کردن
  • مدهوش کردن
  • مغشوش
  • مغشوش طبیعت
  • مغشوش شدن
  • تند و مغشوش سخن گفتن
  • مخشوش
مترادف و متضاد

مترادف و متضاد

confuse (فعل)دست پاچه کردن، گیج کردن، مغشوش کردن، سراسیمه کردن، ژولیده کردن، گیر انداختن، در جواب عاجز کردن، اشفته کردن، باهم اشتباه کردن، گرفتار کردن، اسیمه کردنadulterate (فعل)مغشوش کردن، چیز تقلبی ساختنrile (فعل)مغشوش کردن، ازردن، متغیر کردن، هم زدنflummox (فعل)گیج کردن، مغشوش کردن، در جواب عاجز کردن، اشفته کردنmix up (فعل)مغشوش کردنunsettle (فعل)مغشوش کردن، بر هم زدن، ناراحت کردنdisorder (فعل)...

کلمات مرتبط

  • مشوش کردن
  • اغاز مدهوش کردن
  • مخدوش کردن
  • مدهوش کردن
  • مغشوش
  • مغشوش طبیعت
  • مغشوش شدن
  • تند و مغشوش سخن گفتن
  • مخشوش
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات